خطر تصوف در مقایسه با وهابیت و بهائیت و مسیحیت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خطر تصوف را در مقایسه با وهابیت و بهائیت و مسیحیت را توضیح بدهید ؟

ü    پاسخ :

خودتان بگویید چند تا شیعه سراغ دارید که وهابی یا مسیحی شده باشند؟!!

آیا جوان های متدین و مذهبی و هیئتی ما که دغدغه دین و امام زمان عج دارند جذب بهائیت یا وهابیت می شوند یا تصوف؟!

بله، جریان وهابیت برای شیعه خطر جانی و مالی فراوان دارد و امروزه مبارزه با وهابیت و تکفیری ها در رأس امور قرار گرفته ولی متاسفانه مقابله با جریان تصوف که خطر اعتقادی آن به مراتب بیشتر از وهابیت و مسیحیت است نادیده گرفته می شود.

دقت داشته باشید که گرایش به تصوف لزوماً به معنای ورود در فرقه های انحرافی صوفیه نیست. تصوف به دو قسم فرقه ای و غیر فرقه ای تقسیم می شود و خطر تصوف غیر فرقه ای به مراتب بیشتر از تصوف فرقه ای است زیرا خیلی از مردم با شنیدن اسم یک فرقه و مکتب از آن فرار می کنند لکن تصوف غیر فرقه ای، نام فرقه یا رئیس فرقه ای را یدک نمی کشد و تشکیلات هرمی و ویژگی های یک فرقه را ندارد لذا سبب اعتماد و حسن ظن اشخاص و در نهایت گرفتاری در باتلاق آن می گردد.

🌀جریان تصوف فرقه ای و غیرفرقه ای در میزان انحراف در یک سطح قرار دارند، به عنوان مثال یکی از آموزه های مشترک میان تصوف فرقه ای و غیر فرقه ای، انحراف در مهمترین اصل از اصول دین یعنی توحید و پذیرش مبنای باطل "وحدت وجود و موجود" است و همانطور که نظر فقها را نقل کردیم التزام به لوازم وحدت وجود سبب شرک می گردد.

جریان تصوف ادبیات درون مذهبی دارد یعنی برای جذب شیعیان از آیات قرآن و روایات امام صادق علیه السلام استفاده می کنند و با دم زدن از عشق و محبت امیرالمومنین علیه السلام به انحراف و اغوای و اضلال جوانان می پردازند آیا جریان وهابیت و مسیحیت هم چنین خصوصیتی دارند؟ هرگز!

تصوف لغزش گاه خواص و متدینین

معمولاً کسانی که به دنبال معرفت الله و معرفت امام زمان عج و عرفان هستند و به اصطلاح از متدینین محسوب می شوند در دام تصوف گرفتار می گردند اما در فرق انحرافی دیگر چنین خاصیتی وجود ندارد بنابراین لازم است مقابله و مبارزه با جریان تصوف مورد عنایت بیشتری قرار گیرد.

نقد ابن عربی

دیدگاه انحرافی ابن عربی:

آنچه امروز، عرفان نظری نامیده می شود، عمدتاً پس از ابن عربی و تحت تأثیر آراء او، شکل گرفته است. درواقع درست تر این است که بگوییم، عارفان نظری پس از ابن عربی، همه شارحان آثار و اندیشه های او، بوده اند و مطلب جدید چندانی، براین دانش نیفزوده اند. مطلب حاضر، تعدادی از دیدگاه های ابن عربی است را بررسی می کند

برخی از عناوین مطروحه در این نوشتار :

  1.  ابن عربی و ایمان فرعون ملعون
  2.  ابن عربی و جانشین پیامبر ص
  3.  ابن عربی و مشرک خواندن پدر امام علی علیه السلام(نعوذبالله)
  4.  ابن عربی و مقایسه مقام امام علی علیه السلام و خلفا
  5. ادعای ابن عربی در مورد کتاب فصوص الحکم
  6. برخی از فتاوای ابن عربی

 

1.ابن عربی و ایمان فرعون و اینکه او طاهر و مطهّر است


 ابن عربی می‌گوید: زن فرعون به او در مورد موسی (ع) گفت: انّه قره عین لی و لک. پس به برکت وجود موسی چشم زن فرعون – به کمالاتی که برایش حاصل شد- روشن گشت، همانطور که گفتیم.
همچنین موسی چشم روشنی فرعون نیز بود، به خاطر ایمانی که هنگام غرق شدن خداوند به او عطا کرد و جان او را پاک و مطهر گرفت، در حالی که هیچ ناپاکی در وجود او نبود، زیرا خداوند روح او را در حال ایمانش گرفت قبل از اینکه چیزی از گناهان کسب کند و اسلام موجب صرف نظر از ماقبل است… و خداوند این داستان را نشانه ای بر عنایتش بر هر کسی که بخواهد قرار داد تا کسی از رحمت او ناامید نشود، زیرا از رحمت خدا مأیوس نمی‌شود، مگر کافران…

منبع:  فصوص الحکم ص ۲۰۱


پاسخ : این سخن با ادله ای که حاکی است اسلام آوردن در حال شدت و سختی، نفع و سودی ندارد مخالف است، همچنین اینکه ایمان فرعون در حال غرق شدن رد شده است.

خداوند می‌فرماید:

وَ جاوَزْنا بِبَني‏ إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ 
آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدينَ 
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ (یونس/90تا92)

(سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا [رود عظيم نيل‏] عبور داديم و فرعون و لشكرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند هنگامى كه غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه هيچ معبودى، جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده ‏اند، وجود ندارد و من از مسلمين هستم!»

امّا به او خطاب شد الآن؟!! در حالى كه قبلًا عصيان كردى، و از مفسدان بودى! ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى ‏دهيم، تا عبرتى براى آيندگان باشى! و بسيارى از مردم، از آيات ما غافلند! 

همچنین خداوند می‌فرماید: فلمّا رأو بأسنا (غافر/۸۵-۸۴)
و نیز روایات اهل بیت علیهم السلام هم بر آن دلالت دارند

و در آیات تصریح شده است که فرعون و همراهانش، ائمه و رهبران به سوی جهنم بوده اند و خداوند تعالی در این دنیا برایشان لعنت و در قیامت ایشان را از تقبیح شدگان قرار داده است.
پس حکم به ایمان او و اینکه او پاک و مطهر است چه معنی دارد؟

 

2.پیامبر (صلی الله علیه و آله) جانشینی معین نمی‌کند

ابن عربی می‌گوید: رسول خدا صلّی الله علیه [و آله] و سلم رحلت کرد در حالی که هیچ نصّی بر خلافت بعد از خودش برای کسی نیست و کسی را معین نکرد. این امر به دلیل علم او بود…..

منبع: فصوص الحکم ص ۱۶۳

 

ختم ولایت محمدی(صلی الله علیه و آله)
ابن عربی یاد آور می‌شود که: ولایت پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) در زمان خود او پایان یافت و بعد از او هیچ ولیّ نمی‌باشد همانطور که بعد از او هیچ پیامبری نیست.

 منبع: فتوحات مکیه ج ۳ص ۱۷۷
این کلام در جایی است که در زمان غیبت و تا روز قیامت، امام مهدی (عج) صاحب ولایت محمدی(صلی الله علیه و آله) به تمام معناست. و هر کس غیر از این ادعّا کند دروغگو و مفتر است و در راه خدا دام می‌گستراند…

برای مشاهده بقیه مطلب به ادامه مطلب رجوع کنید.

ادامه نوشته

تشخیص عارفان حقیقی از دروغین

تشخیص عارفان حقیقی از دروغین

سوال :

چگونه می توانیم به اشخاصی که در جامعه به عنوان عارف و زاهد معرفی شده اند اعتماد کرده و دستورات سیر و سلوکی آنها را عمل نماییم؟ آیا در روایات معصومین علیهم السلام راهی برای شناخت عارفان حقیقی از قلابی بیان شده است ؟

جواب :

بله. در روایات اهل بیت علیهم السلام، ارزش عبادات و اعمال انسان، به میزان عقل او بستگی دارد و مهمترین و موثرترین عامل پروراندن عقل نیز کسب علم دین می باشد. عارفان راستین، علما و فقهای تشیع هستند که با جهد و کوشش و تلاش به فراگیری و تبلیغ علوم اهل بیت علیهم السلام اقدام می کنند.

سخن امام صادق علیه السلام در رابطه با نشان مدعیان دروغین :

إِنَّ آيَةَ الْكَذَّابِ بِأَنْ يُخْبِرَكَ خَبَرَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَإِذَا سَأَلْتَهُ عَنْ حَرَامِ اللَّهِ وَ حَلَالِهِ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ.

نشانه دروغگو اينست كه ازآسمان و زمين و مشرق و مغرب خبر مي دهد، ولى آنگاه كه از حرام و حلال خدا از او بپرسى چيزى نزد او نيست كه پاسخ دهد.

الكافي ، ج‏2، ص: 340

نکته مهم :

متاسفانه امروزه در جامعه و حتی حوزه علمیه! افرادی که حمد و سوره خود را هم صحیح نمی خوانند به عنوان معلم اخلاق و سلوک و عرفان معرفی می شوند با ادعاهایی از قبیل اینکه علوم اهل بیت علیهم السلام بر قلب او الهام می شود و با مکاشفاتی که دارد به تمام حقایق دست یافته است!!

حاشا و کلا، کسی که در راه کسب معارف اهل بیت علیهم السلام مشقت و سختی تحصیل علم را بردوش نکشد، هرگز نمی تواند چنین ادعاهای واهی برای خود کند. عاقبت این عارفان دروغین، قائل شدن به توحید صوفیه (وحدت وجود) و عشق مجازی و در نهایت رفع تکالیف است چنانکه طبق رصد ما خیلی از افراد مکلایی که مردم آنها را به عنوان عارف و سالک می شناسند کارشان به اینجا ختم شده است.(اعاذنا الله و ایاکم)

احادیث نقد تصوف(عرفان مصطلح)

احادیث زیبای معصومین علیه السلام پیرامون فرقه صوفیه:

1- لا تقوم الساعة علی امتی حتی یخرج قوم من امتی اسمهم صوفیة لیسوا منی و انهم یهود امتی یحلقون للذکر و یرفعون اصواتهم بالذکر،یظنون انهم علی طریق الابرار بل هم اضل من الکفار و هم اهل النار،لهم شهقة کشهقة الحمار، و قولهم قول الابرار و عملهم عمل الفجّار و هم منازعون للعلماء لیس لهم ایمان و هم معجبون باعمالهم لیس لهم من عملهم الا التعب

ترجمه:قبل از رستاخیر،گروهی از امتم به نام صوفیه ظاهر می شوند که از من نیستند،آنان یهود امت من اند، برای گفتن ذکر، حلقه می زنند و صدایشان را به گفتن آن بلند می کنند و سخنان زیبای افراد نیک کردار را بر زبان می آورند ولی در کردار چونان فاسقان و فاجرانند. با علما (فقها) در ستیز اند و از ایمان برخوردار نیستند، از نجام کارهای خود ، خرسندند با اینکه اعمال آنها جز زحمت سودی برایشان ندارد.

حضرت رسول صلوات الله علیه و آله وسلم به این تعالیم صوفیه اشاره کردند:

ü    1_مجالس و حلقه های ذکر و سماع صوفیه

ü    2_صداهای نخراشیده و عجیب در مجالس ذکر

ü    3_بیان کلمات و حکمت های زیبا با عمل زشت

ü    4_منازعه و مقابله ی صوفیه با فقها و علما

ü    5_اعمال سختی انجام می دهند(ریاضت) ولی بیفایده است

 

2-   از « احمد بن محمد بزنطي » روايت کرده اند که مردي به امام صادق(ع) عرض کرد : در اين زمان قومي پيدا شده اند که به آنها صوفي مي گويند. درباره آنها چه مي فرماييد؟

 امام (ع) در پاسخ فرمود : « انهم اعداءُنا فمن مال اليهم فهو منهم و يحشر معهم سيکون اقوام يدّعون حبّنا و يميلون اليهم و يتشبهون بهم و يلقبون انفسهم بلقبهم و يأوّلون اقوالهم ألا فمن مال اليهم فليس منّا و إنّا منهم برآء و من انکرهم و ردّ عليهم کان کمن جاهد الکفار بين يدي رسول الله (ص).»

آنها ( صوفيان ) دشمنان ما هستند ، پس هرکس به آنها ميل پيدا کند از آنان است و با آنها محشور خواهد شد به زودي کساني پيدا مي شوند که ادعاي محبت ما را مي کنند و به ايشان نيز تمايل نشان مي دهند ، خود را به ايشان تشبيه نموده و لقب آنان را بر خود مي گذارند و گفتارشان را تأويل مي کنند . بدان که هرکس به ايشان تمايل نشان دهد ؛ از ما نيست و ما از او بيزاريم و هرکس آنها را رد کند مانند کسي است که در حضور پيامبر (ص) با کفار جهاد کرده است.»

منبع: اثني عشريه/ص33- سفينة البحار چاپ فراهاني ج2 ص57 و در چاپ اسوه قم ج5 ص 197-انوار نعمانيه سيد نعمت الله جزايري ج2 ص293 چاپ تهران- منهاج البراعه علامه خوئي ج6 ص304- طرائق الحقائق ج1 ص208 چاپ کتابخانه باراني-خيراتيه ج1 ص 36-البدعة و التحرف ص113-مصابيح الدجي -حديقة الشيعة ص562.

برای دیدن بقیه ی احادیث به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

شریعت گریزی عرقان های نوظهور

شریعت گریزی

شریعت گریزی و اباحه گری صوفیان و عرفان های نوظهور برای همگان آشنا هست ، اما در این میان برخی از صوفیان به توجیه و تاویل این شریعت گریزی همت گمارده و در این راستا متشبث به عذرهای بدتر از گناه شدند.

بنابراین در قدم اول این نکته مهم است که بدانیم:
اشخاصی مانند ابوبکر ابن عربی در کتاب فتوحات و همچنین هجویری در کشف المحجوب و ملاصدرا در مفاتیح الغیب و دیگر نویسندگان و مولفان مکتب صحو ، شریعت گریزی و اباحه گری (خود یا ) همقطاران و هم پیاله های خویش را تایید کرده اند.
و در قدم دوم:
به توجیه شریعت گریزی آنها اقدام کرده اند.
بنابراین سخن برخی از مدافعین تصوف مبنی بر اینکه "شریعت گریزی مخصوص طائفه ای دون طائفه دیگر از صوفیان خانقاهی یا بازاری یا فرقه ای یا سکری بوده و بزرگان این مکتب به طوری کلی منکر شریعت گریزی شده اند" سخت اشتباه و خلاف واقع است.

🔻اما توجیه این است:
که آنها  عقلاء المجانین و اصحاب المواجیدی اند که از حالت هوشیاری خارج گشته و مسلوب العقل و الاختیار در دریای سکر و مستی غرق شده اند و خطاب شرعی به کسی تعلق می گیرد که عاقل و هوشیار و مختار باشد، درحالیکه آنها در حالت سکر عقل ندارند لذا خطاب شرعی به آنها تعلق نمی گیرد!
الفتوحات المكية(اربع مجلدات)، ج‏1، ص: 248
کشف المحجوب، ص 533
مفاتيح الغيب، ص: 487

پاسخ:

🔸اولا) اینکه گفته شود عارف در حالت بی عقلی قرار گرفته؛ عذر بدتر از گناه می باشد زیرا فارق حیوانیت و انسانیت به همین گوهر گرانبها و نورانی عقل و اندیشه است و عرفا می دانند که اگر این مقدمات را طی کنند، عقلشان در بعضی حالات زائل می شود لذا با اختیار و اراده تام به سلب عقلانیت خود اقدام کرده اند دقیقا مانند کسی که در میکده شرب خمر کرده و در مستی، نمازش قضا می شود و بعد عذر می آورد که من مست بودم و بی اختیار!!
ضمن اینکه این شارب خمر یا این صوفی که هر دو خود را مستان لایعقل ساخته اند، از بهائم به مراتب پست تر اند زیرا آن حیوانات زبان بسته از ابتدا صاحب خرد نبودند و هرچه می خواستند می کردند اما این شبه انسانها با طی مقدماتی خود را به مرتبه سبعیت رسانده و کردند هرآنچه می خواستند (چنانچه خداوند می فرماید کسانی که لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها باشند أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ هستند)

🔸ثانیا) شخصی که در حالت اختیار و تعقل به معصیتی دامن می زند هزار برابر بهتر است از شخصی که ابتدا عقل خود را زائل می کند سپس ندانسته هر معصیتی را مرتکب می شود زیرا شخص اولی، به گناهش واقف است و حد و مرزی برای افعالش تعیین می کند و هر معصیتی را مرتکب نمی شود و امید است روزی توبه کند اما شخص دوم، دیگر هیچ حدود و قیودی محدودش نمی کند و ممکن است اقبح قبائح را (مثل زناء با محارم در مسجد) مرتکب شود بدون اینکه لحظه ای پشیمان و نادم گردد، بلکه بعدها سلوک الی الله اش نیز می داند!

 

اتفاقا در روایات اهل بیت علیهم السلام به این موضوع اشاره شده است.
شخصی از امام صادق علیه السلام می پرسد گناه شرب خمر بدتر است یا ترک نماز؟
حضرت پاسخ می دهند شرب خمر بدتر است زیرا شارب خمر به جهت سلب عقل و اختیارش در حالتی قرار می گیرد که "يَصِيرُ فِي حَالٍ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ تَعَالَى وَ لَا يَعْرِفُ مَنْ خَالِقُهُ" خدا و خالقش را نمی شناسد.
و چه بسا هر فعلی را مرتکب شود.
علل الشرائع، ج‏2، ص: 476