شریعت گریزی

شریعت گریزی و اباحه گری صوفیان و عرفان های نوظهور برای همگان آشنا هست ، اما در این میان برخی از صوفیان به توجیه و تاویل این شریعت گریزی همت گمارده و در این راستا متشبث به عذرهای بدتر از گناه شدند.

بنابراین در قدم اول این نکته مهم است که بدانیم:
اشخاصی مانند ابوبکر ابن عربی در کتاب فتوحات و همچنین هجویری در کشف المحجوب و ملاصدرا در مفاتیح الغیب و دیگر نویسندگان و مولفان مکتب صحو ، شریعت گریزی و اباحه گری (خود یا ) همقطاران و هم پیاله های خویش را تایید کرده اند.
و در قدم دوم:
به توجیه شریعت گریزی آنها اقدام کرده اند.
بنابراین سخن برخی از مدافعین تصوف مبنی بر اینکه "شریعت گریزی مخصوص طائفه ای دون طائفه دیگر از صوفیان خانقاهی یا بازاری یا فرقه ای یا سکری بوده و بزرگان این مکتب به طوری کلی منکر شریعت گریزی شده اند" سخت اشتباه و خلاف واقع است.

🔻اما توجیه این است:
که آنها  عقلاء المجانین و اصحاب المواجیدی اند که از حالت هوشیاری خارج گشته و مسلوب العقل و الاختیار در دریای سکر و مستی غرق شده اند و خطاب شرعی به کسی تعلق می گیرد که عاقل و هوشیار و مختار باشد، درحالیکه آنها در حالت سکر عقل ندارند لذا خطاب شرعی به آنها تعلق نمی گیرد!
الفتوحات المكية(اربع مجلدات)، ج‏1، ص: 248
کشف المحجوب، ص 533
مفاتيح الغيب، ص: 487

پاسخ:

🔸اولا) اینکه گفته شود عارف در حالت بی عقلی قرار گرفته؛ عذر بدتر از گناه می باشد زیرا فارق حیوانیت و انسانیت به همین گوهر گرانبها و نورانی عقل و اندیشه است و عرفا می دانند که اگر این مقدمات را طی کنند، عقلشان در بعضی حالات زائل می شود لذا با اختیار و اراده تام به سلب عقلانیت خود اقدام کرده اند دقیقا مانند کسی که در میکده شرب خمر کرده و در مستی، نمازش قضا می شود و بعد عذر می آورد که من مست بودم و بی اختیار!!
ضمن اینکه این شارب خمر یا این صوفی که هر دو خود را مستان لایعقل ساخته اند، از بهائم به مراتب پست تر اند زیرا آن حیوانات زبان بسته از ابتدا صاحب خرد نبودند و هرچه می خواستند می کردند اما این شبه انسانها با طی مقدماتی خود را به مرتبه سبعیت رسانده و کردند هرآنچه می خواستند (چنانچه خداوند می فرماید کسانی که لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها باشند أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ هستند)

🔸ثانیا) شخصی که در حالت اختیار و تعقل به معصیتی دامن می زند هزار برابر بهتر است از شخصی که ابتدا عقل خود را زائل می کند سپس ندانسته هر معصیتی را مرتکب می شود زیرا شخص اولی، به گناهش واقف است و حد و مرزی برای افعالش تعیین می کند و هر معصیتی را مرتکب نمی شود و امید است روزی توبه کند اما شخص دوم، دیگر هیچ حدود و قیودی محدودش نمی کند و ممکن است اقبح قبائح را (مثل زناء با محارم در مسجد) مرتکب شود بدون اینکه لحظه ای پشیمان و نادم گردد، بلکه بعدها سلوک الی الله اش نیز می داند!

 

اتفاقا در روایات اهل بیت علیهم السلام به این موضوع اشاره شده است.
شخصی از امام صادق علیه السلام می پرسد گناه شرب خمر بدتر است یا ترک نماز؟
حضرت پاسخ می دهند شرب خمر بدتر است زیرا شارب خمر به جهت سلب عقل و اختیارش در حالتی قرار می گیرد که "يَصِيرُ فِي حَالٍ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ تَعَالَى وَ لَا يَعْرِفُ مَنْ خَالِقُهُ" خدا و خالقش را نمی شناسد.
و چه بسا هر فعلی را مرتکب شود.
علل الشرائع، ج‏2، ص: 476